چترها را باید بست/زیر باران باید رفت
هر کجا برگی هست / شور من می شکفد
" دوست داشتن از عشق برتر است و من هرگز خودم را تا سطح بلند ترین قله عشق های بلند پایین نخواهم آورد " نظر شما چیه ؟عشق بهتره یا دوست داشتن ؟ پ.ن١:کسانی که قصد تبادل لینک دارند در قسمت نظرات "خداحافظی پاییزی "نظر خصوصی بگذارند .فقط در این صورت لینک خواهند شد. پ.ن2:هنوز برای مادر گلم هدیه نخریدم . پ.ن3: جواب "یک سوال "من از خدا این بود .به کجا چنین شتابان ؟ پ.ن4:مرسی از این که این مدت که نبودم سر زدید و وبلاگم رو تنها نگذاشتید . پ.ن ۵:از این که مطالب آپ های گذشته ریز بودند یا به خوبی دیده نمی شدند .عذر خواهی می کنم .امیدوارم این پست رو بهتر ببینید . و عشق، تنها عشق را به گرمی یک سیب می کند مانوس. و عشق، تنها عشق مرا به وسعت اندوه زندگی ها برد، مرا رساند به امکان یک پرنده شدن - و نوشداروی اندوه؟ - صدای خالص اکسیر می دهد این نوش شمع رو به پروانه :خواهش می کنم همان جا بمان ممکن است شعله من عاقبت دامان تو را بسوزاند آن گاه نابود خواهی شد .پروانه با لبخند پاسخ داد :من که فرسنگ ها از تو فاصله دارم محال است در دام آتش تو فنا شوم شمع همراه با طمانینه :اشک سوزانم وجودت را به نیستی می کشاند پروانه بحث را عوض کرد و:ای شمع !راز ذره ...ذره ...آب شدن تو در چیست ؟شمع باتفکر و لحظه ای درنگ جواب داد :شاید عشق ... ماه مهر هم از راه رسید .این مصداق این است که زندگی به فاصله چشم بر هم زدنی خواهد گذشت و من این را آن هنگام دریافتم که معلم ادبیاتم در دفترم نوشت که ١١ مهر متوالی را پشت سر گذاشتم . اکنون از آن سال -سال ها می گذرد و من بیش تر از این ها را طی کرده ام و حالا که به آن روزها فکر می کنم ....آه از نهادم بلند می شود .ودر آخر تنها چیزی که سهم من می شود بغض های فرو خورده و شب گریه های خاکستری است که برایم به یادگار تا ابد باقی خواهد ماند وعاجزانه به این باور می رسم که چه کوته فکر این گونه می اندیشیدم که کی این دقیقه ها و ثانیه ها با صدای زنگ مدرسه به فرجام خواهد رسید .اگر چه اینک محیط دانشگاه را تجربه می کنم و همیشه در مدرسه دانش آموز درس خوانی بودم .اما نمی دانم چرا همیشه آرزوی یک روز تعطیل برای فرار ازبار و فشار این همه درس ... در آن موقع رویای هر شب وروزم بود .اما اینک حاضرم تا تمام آن چه را که دارم ببخشم ودر عوض یک بار دیگر در حیاط مدرسه روی هم آب بپاشیم و نگران ساعت بعد باشیم که نکند این دفعه معلم ما را برای درس صدا بزند و خنده هایمان را تلخ کند و امروزمان را زهر مار .شاید بی خود نگفته اند که آدمی هر آن چه را از دست بدهد ارزش و قدر آن را بیش تر می فهمد .به راستی که هیچ گنجی بالاتر از با هم بودن ودر کنار هم بودن نیست .اینک همه دوستانم به راه خود رفته اند و آن چه مال من است تنها غروب های پر از دلتنگی ست .... احساس را از اعماق قلبم بیرون کردم اما با جسارت تمام واردشد و در وجودم رخنه کرد و چنان تار و پودم را در بند و اسارت کشید تا باور کنم تنها به خاطر زن بودنم از آن گریزی نیست . اگر این شانس رو در زندگی داشتی که یک سوال از خدا می پرسیدی که جوابش رو می شنیدی ازش چی می پرسیدی ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ یکی از دوستان پیشنهاد داد که این دفعه در مورد عقش بنویسم . مثل این که از این همه مطالب غمگین خسته شدید !!!!به خاطر همین یک موزیک شاد گذاشتم تا باهاش حال کنید والبته اگه مایل بودید برقصید . بعضی ها می گن اینو که خیلی وقته گذاشتی . باید بگم من فقط خواستم دلیل انتخاب این موزیک را متوجه شوید .در واقع هدفم ایجاد یک تضاد بود که در آرایه های ادبی بهش می گن پارادوکس ......به هر حال .از اون جایی که ماه رمضان نزدیکه از همتون می خوام در این ماه من رو هم از دعای خیرتون بی نصیب نزارید .به خصوص شب های احیا .واقعا به دعا احتیاج دارم .این آپ هم قرار بود زود تر باشه .اما بنا به دلایلی نشد .حالا هم یک شعر که از خودمه برا تون می نویسم تو رو خدا اگه خوب نیست ببخشید چون بار اولمه که درست وحسابی شعر می گم : شعر در ادامه مطلب .... 



::ادامه مطلب::
::ادامه مطلب::
به علت ازدیاد کلمه گفت در این متن تنها از علامت نقل قول استفاده شده .
::ادامه مطلب::
::ادامه مطلب::

::ادامه مطلب::

ولی از نوع یک طرفه
این که مثلا اگه یک نفر دوست داشته باشی متوجه می شه یا نه
؟؟؟موضوع جالبیه نه
پس شما هم موافقید
خب پس حالا که این
طوره .شروع می کنم از نظر من اگه عشق یک طرفه از طرف دختر باشه .
حتما یا عاقبتش این طوره
یا شاید هم
.البته از اون جایی که ما در قرن ٢١ زندگی می کنیم هر چیزی امکان داره
می دونید که اصولا سلاح بانوان همیشه کار سازه
من که نتیجه گرفتم البته نه در این مورد
خب حالا توام
. برو بشین سر جات
الان که فکر می کنم
می بینم حق با توئه
ولی در بعضی مواقع که نتیجه گرفتما
بازم
بگذریم حالا ... جدی باش!
تازه برای بعضیا هم این شگرد کار ساز بوده
شبیه همین رمان ها !!!
البته راه های دیگه هم وجود داره
این که راحت حرف دلت رو بزنی
نه این طوری جواب نمی ده
دوستانه وبا
یک شاخه گل .
البته این جور که از قیافه این بنده خدا پیداست کاملا خودشو باخته .
خود شم که تصدیق می کنه .اگه اشتباه نکنم
خب شاید طرف یکی دیگه رو دوست داشته باشه
یا شاید هم
. اگر هیچکدوم از این راه ها جواب نداد
فیلم هندی می تونه در این مواقع کمک کنه مگه نه؟؟؟
خب حالا موضوع بعدی چی باشه .(اگه زیادی حرف بزنی می ری اینجا )
نه تو رو خدا کوتاه بیاید
.مگه چی گفتم ؟(اعتراض)
من تسلیمم
لطفابرید ادامه مطلب ....
مگه با شما نیستم.
من حالم خوبه نگران نشید
من که رفتم حالا میل خودتونه می تونید بمونید ![]()
![]()
![]()
من که نیستم خودتون ترجمه کنید
![]()
::ادامه مطلب::
کتابی که می خواهم این بار معرفی کنم .کتابی است که شاید نیاز به معرفی نداشته باشه .اما اگر تا کنون این کتاب را مطالعه نکردید .توصیه می کنم که خواندن این کتاب را از دست ندید .البته اگه حوصله ی رمان خوانی داشته باشید .این کتاب دالان بهشت -" نوشته نازی صفوی" است.اگر هم احیانا این کتاب را خواندید .مایلم نظر شما را در مورد این کتاب بدونم .حتی اگر خواستید آن را نقد کنید .
پ .ن :ببخشید که آپ این دفعه زیادی دخترونه است. 
::ادامه مطلب::
::ادامه مطلب::
| قالب رايگان وبلاگ پيچك دات نت |


